احمد بن محمد ميبدى

258

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

همه وحى بودى و كس را بر آن اطلاع نبودى و چنان كه بود خداوند او را به كس ننمود . اى ماه برآمدى و تابان گشتى * گرد فلك خويش خرامان گشتى چون دانستى برابر جان گشتى * ناگاه فروشدى و پنهان گشتى ! . . . وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . آيه . در اين مورد روايت كنند كه روزى محمّد ( ص ) تنها روى به صحرا نهاد تا به وادئى رسيد كه در آنجا مردى قهّار و زورمند و دشمن عنود و لجوج او او را تنها در بيابان ديد گفت : اى محمّد توئى كه لات و عزّى را دشنام دهى و دعوت به ديگر خداى كنى ؟ فرمود : آرى ، من مىگويم لات و عزّى باطل است و معبود مردم خداى آسمان است ، آن مرد گفت : اى محمّد بيا تا من و تو بنام خداى خويش دستى بيازمائيم تو اللّه را به يارى خود گير و من لات و عزّى ، پس اگر تو مرا بيفكنى ده رأس گوسفند از بهترين گلّهء خويش به تو دهم ، عهد بستند و رسول خدا در پنهانى بازارى خدا را خواند و گفت : خدايا ، خداوندا ، مرا بر اين دشمن جبّار و قهّار يارى ده ، دست فراهم دادند و محمّد آن مرد را بيفكند و بر سينهء او نشست آن مرد گفت : اى محمّد ، اين تو نكردى اين خداى تو كرد كه او را به يارى خواستى و لات و عزّى مرا خوار كردند ! محمّد از سينهء او برخاست ، اين كار سه بار تكرار شد و آن مرد خواست نه گوسفند به اختيار او گذارد ، فرمود : مرا گوسفند لازم نيست ، اگر به اسلام آئى و خود را از آتش برهانى تو را به باشد ! آن مرد از تيرگى دل ايمان نياورد و پيغمبر هم از گوسفندان او در گذشت . در راه كه به خانه برمىگشت چند نفر از صحابه او را ديدند و دانستند كه تنها به آن صحرا رفته كه آن مرد قوّى و شقى است ! پرسيدند : چگونه تنها رفتيد ؟ فرمود : خدا به من وحى فرستاد كه تو را از آزار و بدى خلق نگاه مىدارم ! [ آيات 82 - 72 ] تفسير لفظى 72 - لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ . هرآينه كسانى كه گفتند عيسى پسر خدا است كفر گفتند ، درصورتىكه خود مسيح به فرزندان اسرائيل گفت : خداى من و خداى خودتان را ( كه يكى است ) پرستش كنيد و بدانيد كه هركس براى خدا شريك سازد و شرك به خدا آورد خداوند بهشت را بر او حرام كند و جاى او در آتش است و خداوند يار ستمكاران نيست . 73 - لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ . كسانى كه گفتند خداوند سومى آن سه تا است درصورتىكه خدائى نيست جز يك خدا ، و اين مردم اگر از آنچه مىگويند بازنايستند به آنان كه كافر شدند عذابى دردناك خواهد رسيد . 74 - أَ فَلا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ . آيا باز نمىگردند بسوى خدا و توبه نمىكنند و آمرزش نمىخواهند ؟ كه خداوند آمرزندهء مهربان است ! 75 - مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ . مسيح پسر مريم نبود جز يك فرستادهء خداوند كه پيش از او هم فرستادگانى بودند و مادرش زنى پارسا است كه آن دو نفر غذا مىخوردند ( مانند همه مردم بودند )